• کدخبر: 10311
  • انتشار خبر: ۱:۴۰ ب.ظ - یکشنبه ۱۳۹۵/۱۰/۱۹
  • چاپ خبر
گزارشی از یک کلاس متفاوت دبیرستان رویش؛

کلاس مطالعات اجتماعی | مکان: سینما

یکی از بچه به من گفت «آقا! واقعاً همه این ها راسته و حقیقته؟ ما که با خودمون کلی چیپس و پفک و تخمه آورده بودیم تا بخوریم. الان دیگه از دل و دماغ افتادیم. آخه مگه کشور صاحب نداشته؟»

کاشان اول– علی اصغر مدرسی؛ دبیر دبیرستان غیردولتی رویش/ اول چهره همه دانش آموزها پر از تعجب شد. معلوم بود که منتظر توضیح بیشتر هستند. برای تغییر حالت چهره های شان تنها دو جمله هم کافی بود؛ دو جمله‌ای که جرقه‌ای برای بلند شدن صدای «آخ جووون!» کل کلاس شد. قرار را بر این گذاشتیم که جلسه آینده درس تاریخ همه دانش آموزان پایه نهم، یک جای متفاوت تشکیل بشود.

از قبل با مسئول سینما هماهنگ کرده بودم و استقبال کردند. دنبال کانالی بودم تا بشود برای بچه‎ها بلیط نیم بها تهیه کنم. ولی مسئول سینما این مسئله را حل کرد و گفت برای دانش آموزان بلیط به صورت نیم بها محاسبه می‌شود.

چند جلسه ای بود که تاریخ دوره صفویان و قاجار را با هم مرور می کردیم. از همزمانی حکومت صفویان گفتیم با رنسانس و آغاز انقلاب صنعتی در اروپا. از حمله پرتغالی‌ها به جزایر ایران یاد کردیم و تدبیر شاه عباس در مذاکره با انگلستان و کمک گرفتن از آن ها! از پاگشایی نابراداران بریتانیایی و امید به وفاداری آن ها در برابر دشمنان گفتیم و گلستانی که شاه قاجار تقدیم به همسایه شمالی کرد! از توهّم توافق برد – برد با انگلستان، کتاب‌ها خواندیم و از «قسمت­کنون» ایران بین انگلیس و روس ها… .

اولین جلسه کلاس این جمله را پای تخته نوشتم:

تاریخ، تاریخ است. شرح حال ما،در صحنه‌ای دیگر… تاریخ یعنی من و شما؛ پس اگر ما شرح تاریخ را می گوییم، هرکدام ما نباید نگاه کنیم و ببینیم در کدام قسمت داستان قرار گرفته‌ایم. ببینیم کسی مثل ما، آن روز چگونه عمل کرد که ضربه خورد؟

androidyan_1483279172238

کلاس سینمایی ما شروع شد. قبل از شروع فیلم، قدری برای بچه‌ها صحبت کردم. نیاز بود پیش از نمایش فیلم، برای دانش آموزان یک سری توضیحات ارائه بدهم تا با فضای فیلم و حوادثی که خواهند دید نامأنوس نباشند. مباحث گذشته را با هم مرور کردیم و از سال‌های پایانی حکومت قاجار گفتیم. دورانی که جنگ جهانی اول اتفاق افتاد و شرایطی که بر ایران حاکم بود را بررسی کردیم و رسیدیم به سال ۱۲۹۶ و سال های قحطی و خشک سالی در ایران.

پیش‌ترها کتاب «قحطی بزرگ» اثر محمد قلی مجد را خوانده بودم و همین بهانه ای شد تا خلاصه ای از آن کتاب را برای  بچه ها بگویم. همه سرا پا گوش شده بودند. چون چند روز قبل، به سینما رفته بودم و یتیم خانه را دیده بودم، به نظرم رسید که برای توجه بیشتر بچه ها چند نکته را یادآوری کنم. گفتم که در این فیلم تقابل تیپ های مختلف را خوب ببینید: تقابل روحانی سکولار و روحانی سیاسی!، تقابل قهرمانانی که برای عزّت و استقلال می جنگند و منورالفکر هایی که خواب بریتانیا می دیدند و رؤیای ترقّی شان را با چشم دوختن به غرب تعبیر  می کردند.

 

فیلم آغاز شد. اکثر دانش آموزها با خودشان تنقلات آورده بودند. همه مشغول تماشا و گه‌گاه خوردن بودند. صداهای مرسومی مانند باز کردن چیپس و پفک و شکستن تخمه که معمولا زمان تماشای فیلم در سینما به گوش میرسد، به صورت زیر صدا شنیده می شد. تا اینکه فیلم به نقطه جدی شدن قحطی در ایران رسید. به طور قابل ملاحظه ای صدا ها محو شدند. مشغول قدم زدن در راه­رو کنار صندلی ها شدم و چهره بچه ها را رصد می کردم. غم زده شده بودند و خیلی هاشان بغض کرده بودند. یکی از بچه به من گفت که «آقا! واقعاً همه این ها راسته و حقیقته؟ ما که با خودمون کلی چیزی آورده بودیم تا بخوریم. الان دیگه از دل و دماغ افتادیم. آخه مگه کشور صاحب نداشته؟»

 

این بهت آمیخته به بغض ادامه داشت تا سکانس پایانی فیلم. جایی که سالار خان یا همان محمد جواد بنکدار، جلوی ماشین افسر انگلیسی را می گیرد و با دو گلوله می‌کشد. گاهی وقت ها بغض و نفرت تبدیل به اشک می شود، گاهی اوقات بهانه ای نیاز هست تا این بغض و نفرت، نمود غریو شادی پیدا کند. این بار نیز این گونه شد. با شلیک دو گلوله، سالن سینما هم منفجر شد. سوت و کف بود که به صورت ممتد زده می شد. این همه نفرت از انگلیس قدری جلوه بیرونی پیدا کرد و به قول بچه ها  «جیگرمون حال اومد!». فیلم که به پایان رسید، همه دانش آموزان یک پارچه و یک دم تشویق می کردند. این تشویق را به پای مقاومت می گذاریم، به پای تمامی کسانی که برای عزت و استقلال مان مردانه ایستادند و یا این مقاومت را به تصویر کشیدند. در پایان هم یک عکس یادگاری روی سن سینما گرفتیم.

 

برای من سؤال بود و یک نگرانی. اینکه اوضاع و احوال فعلی سینمای ایران، چه تغییری در ذائقه هنری نوجوانان ما ایجاد کرده است؟ آیا کثرت فیلم های زرد، مجالی برای سینمای قهرمان‌محور و طرح رنج نامه‌های تاریخ‌مان باقی گذاشته اند؟ اینکه آیا سینما نمی‌تواند و نباید محلی برای تکمیل فرآیند آموزش، دغدغه‌مندی و طرح مسئله برای نوجوانان و جوانان باشد؟

بخشی از این نگرانی‌ها بعد از پایان فیلم برایم رفع شد. بازخوردهای قابل توجه و جالبی از دانش آموزانم گرفتم. خیلی راضی بودند و قصد داشتند یک بار دیگر با خانواده شان برای تماشای  یتیم خانه ایران، به سینما بیایند.

 

از اینکه زیاد پای این فیلم حرص و جوش می‌خورند و بغض کردند و حتی نخندیدند، ناراحت نبودند. بلکه مثل کلاس‌های درسی مطالعات اجتماعی خودمان، موقع خروج از سینما، پر شور و پر انگیزه شده بودند و کیسه ای از سؤالات را به دوش کشیدند و با خود به خانه بردند.

 

دیدن قحطی بزرگ ایران در این قحطی فیلم های فاخر و ارزشمند انقلابی بر روی گیشه های سینما، جای شکر داشت.

امیدها همچنان زنده است… .

انتهای پیام/

نویسنده

نوشته شده توسط صادق محمدی کیا در دی ۱۹ام, ۱۳۹۵

سلام

داشتم این خبر رو با با یادداشت مدرسه تیزهوشان مقایسه می کردم
دانش آموزانی که سراسر وجودشان نکبر و غرور است به نظر مدرسه که یک عده امدم متکبر درس خوان به جامعه تحویل می دهد اکثرشان هم عشق تهران رفتن و درش خواندن و ماندن در اونجا رو دارن و به هیچ درد این شهر نمی خورند

در عوض می تونم بگم واقعا مدرسه رویش کارگاه انسان سازی نه کارگاه نمره سازی و تربیت یک عده دانش آموز خود بین
البته دانش آموران ((انسانی )) هم در این مدرسه هستند ولی …..

مدرسه رویش را دورادو می شناسم و خیلی دوست دارم یکبار حضوری به مدرسه برم و فضای اون رو ببینیم

نویسنده

نوشته شده توسط فاطمه کریمیان در دی ۱۹ام, ۱۳۹۵

چه ایده جالب و چه متن خوبی. خیلی عالی بود.
به این فکر میکردم که چندتا معلم از این کارا برای دانش آموزان میکنند؟! به نظرم خیلی کم هستن.
دست تون درد نکنه

نویسنده

نوشته شده توسط سیدرضاحسینی تبار در دی ۲۰ام, ۱۳۹۵

یکی از بچه های مدرسه رویش هستم کار بسیار زیبایی بود از این کلاس درس بسیار لذت بردیم شاید اولی که وارد سینما شدیم می خواستیم سلام بمبئی ببینیم ولی در آخر نتیجه های خوبی از این کلاس گرفتیم درباره ی خبر تیزهوشان هم بسیار متاسفم بدون اینکه بدونیم چالش مانکن چی هست وارد کشور خودمان کرده ایم.

نویسنده

نوشته شده توسط محمد مهدی زراعتکار در دی ۲۱ام, ۱۳۹۵

سلام اگر بشود که کل مدارس کشور این کار را انجام دهند می شود به مردمان ایران خیانت کاری امریکا را ثابت کرد ولی…

نویسنده

نوشته شده توسط محمد امین حلی در اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۶

خیلی خوب بود . ممنون

نویسنده

نوشته شده توسط محمد امین حلی در اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۶

خیلی خوب بود . ممنون. من یکی از دانش اموزان رویش هستم. کار های اقای مدرسی بسیار عالی است

درج دیدگاه

نظرسنجی

نظر شما در مورد عملکرد شهرداری کاشان چیست؟

  • عالی (37%٬ 116 رای)
  • متوسط (24%٬ 76 رای)
  • خوب (19%٬ 61 رای)
  • ضعیف (19%٬ 61 رای)

تعداد رای دهندگان: 314

بارگذاری ... بارگذاری ...

جستجو

آخرین اخبار

khabarkhoon.com