• کدخبر: 20342
  • انتشار خبر: ۱۱:۰۵ ق.ظ - پنج شنبه ۱۳۹۶/۱۱/۱۲
  • چاپ خبر
از تحریف تاریخ نگران باشیم؛

یک گزارش واقعی از رژیم شاه

سیرت و صورت سیاه رژیم پادشاهی، قابل لاپوشانی و تحریف نیست. اما غفلت از گزارش واقعیت های دردناک رژیم گذشته نیز خطرناک است. پس امروز در آستانه سالگرد انقلاب، به گزارش های واقعی از پهلوی اول و دوم نیاز داریم.

کاشان اول– سید مهدی سیدی/ بی سوادی بیداد می کند؛ از هر ده نفر، هفت نفر از مردم، در بی سوادی مطلق به سر می برند. فساد در خاندان سلطنتی، فراگیر شده است. تن فروشی، رایج و جابجایی همسران در یک شب، مرسوم است. هشتاد هزار مستشار آمریکایی بر کشور سیطره دارند. پادشاه، بی اذن سفیر واشنگتن آب هم نمی خورد. بزدلی در برابر ابرقدرت ها آنقدر فراگیر است که دربار در یک هبه تاریخی، بحرین، استان چهاردم ایران را به انگلیس می بازد و رژیم سلطنتی، به سادگی از حق حاکمیت بر بحرین، انصراف می دهد. شاه به علم می گوید در آینده دنیا قضاوت خواهد کرد که من چه کار ارزشمند و چه خدمت بزرگی به جهان کرده ام. پهلوی، برای نظر و رأی مردم هیچ ارزش و اصالتی قائل نیست، اما می کوشد پرستیژ جهانی خود را متمدنانه، بزک کند. او از پول نفت، به سرزمین های غربی حاتم بخشی می کند. در فاصله ۴ سال (از ۵۲ تا ۵۶) بیش از ده میلیارد دلار به کشورها و مؤسسات غربی، کمک بلاعوض می کند. اما فقر، ایران را ویران می کند. کشاورزی نابود شده و موج مهاجرت به شهرها آغاز می شود. حلبی آبادها رشد کرده و زاغه نشینی، کشور را می بلعد. عموم زورمندان جامعه به۴۰ خانواده متنفذ مرتبط هستند و بقیه مردم در سکوت و خفقان، ناچار به اطاعتند. پلیسی ترین حکومت دنیا، با علم روز سیا و موساد، تشکیلات مخوف ساواک را رونق می دهد و بیش از چهار هزار نفر از مردم این سرزمین را به مناسبت های مختلف به خاک و خون می کشد.
تورم به اذعان خود پادشاه، به ۳۰ درصد رسیده و رشد اقتصادی در سال ۵۶ به یک فاجعه تبدیل می شود: منهای ۳٫۶ درصد. کارخانه های ایرانی جز مونتاژ، کاری انجام نمی دهند و کالاهای بنجل فرنگی، بازار ایران را تسخیر می کند. اما در مقابل، ایران مسؤولیت تأمین نفت خام اسرائیل را با افتخار به دوش می کشد. فاحشه خانه ها در ایران آباد شده و برخی مناطق شهری به صورت کامل به آیین هرزگی، فساد جنسی و اعتیاد، مبتلا می شود. دربار با قاطعیت به ارزش های اسلامی دهن کجی می کند. فرح مسؤول پیشبرد پروژه غربی سازی ایران می شود. سبک زندگی ایرانی اسلامی، به فروپاشی دچار و هویت، چندپاره می شود.
خدمات عمومی در نازل ترین حد ممکن متوقف می ماند. نظام بهداشتی افلیج شده و کشور از پزشکان بی رمق هندی و بنگلادشی پر می شود. روستاها از آب بهداشتی محروم و شهرها به حداقل امکانات برق و گاز، دسترسی ندارند.
نارضایتی عمومی به اوج می رسد. مردم، خواهان استقلال شده و بازگشت ارزش های اسلامی را طلب می کنند. انقلابی شگرف پدیدار می شود. به رغم دفاع همه جانبه جهانی از ژاندارم منطقه، مردم ایران در سرنگونی رژیم پیروز می شوند. این غافلگیری به سختی غربی ها را اذیت کرده و اعصاب و روان جریان استکبار را به هم می ریزد. نهضت جهانی مقاومت، رو به شکل گیری است، پس سنگ اندازی ها آغاز می شود.
اما حالا رسانه های غربی، پر و پیمان، یک سیاست واحد را در پیش گرفته اند: سانسور واقعیت های رژیم پهلوی و سفیدنمایی حداکثری حکومت پادشاهی. آنچنان که مردم، زندگی فعلی خود را سیاه و تار بپندارند و برای بازگشت رژیم منحوس، دعا کنند.
اما این هرگز امکان پذیر نیست، چون سیرت و صورت سیاه رژیم پادشاهی، قابل لاپوشانی و تحریف نیست. اما غفلت از گزارش واقعیت های دردناک رژیم گذشته نیز خطرناک است. پس امروز در آستانه سالگرد انقلاب، به گزارش های واقعی از پهلوی اول و دوم نیاز داریم.

درج دیدگاه

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی نداریم.

جستجو

آخرین اخبار

khabarkhoon.com