• کدخبر: 9564
  • انتشار خبر: ۴:۵۲ ب.ظ - یکشنبه ۱۳۹۵/۰۹/۲۱
  • چاپ خبر
اندر احوالات صداوسیمای چینی ها؛

کاش تلویزیون‌مان هم چینی شود!

چین از تلویزیون به عنوان یک «دانشگاه باز» استفاده کرد و با این کار بخش زیادی از مسائل آموزش و اشتغال کشور خود را حل کرد.

کاشان اول– حکیمه سلحشوری بهزادی/ اندر حکایت اهمیت رسانه تلویزیون سخنان بسیاری رفته و مصداق‌های زیاد آمده و این از اصول پذیرفته شده است که تلویزیون، این جعبه جادو جریان ساز است و جریان برانداز.

رسانه ملی یک کشور باید دنباله روی سیاست‌های کلان آن کشور باشد. از جمله کشورهای موفق در همسو کردن رسانه ملی با سیاست‌های کلان، کشور چین است. این کشور برای تحقق چشم انداز سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود از رسانه تلویزیون به عنوان یک فرصت استفاده کرد. کشوری که با بیش از یک میلیارد جمعیت، از ابرقدرت‌های اقتصادی جهان به شمار می آید و بسیاری از قدرت های پرادعا را به زانو در آورده است.

شاید در نگاه اول اغراق آمیز به نظر برسد؛ اما چین از تلویزیون به عنوان یک «دانشگاه باز» استفاده کرد و با این کار بخش زیادی از مسائل آموزش و اشتغال کشور خود را حل کرد. این کشور طی یک برنامه سی ساله، پیچیده ترین مفاهیم فنی و مهندسی، علوم تجربی، زبان و … را در برنامه های تلویزیونی خود گنجانید. این کشور در کنار آموزش های رسمی، از تلویزیون به عنوان کلاس درس استفاده کرد و پس از طی دوره های غیرحضوری، به افرادی که این دوره ها را طی کرده بودند، مدرک و سپس کار داد.

از دیگر همسویی های رسانه ملی این کشور با سیاست های کلان خود می توان به همسویی سیاسی و فرهنگی اشاره کرد. با وجود ناپسند بودن بعضی فیلترها و سانسورها (که در اینجا مجال پرداختن به آن نیست)، چین به خوبی این فیلترها را در مورد برنامه های تلویزیون انجام داد تا مواردی را که با اصول موضوعه این کشور در حوزه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و … ناهمخوان است، حذف کند. در واقع این کشور تلویزیون را از یک چالش به یک فرصت تبدیل کرد. چین همچنان از این رسانه استفاده می کند و به طور پویا به پژوهش و ارزیابی برنامه های تولیدی خود ادامه می دهد.

از دیگر کشورها که موفقیتی در این باب کسب کرده است کشور آمریکاست. این کشور با پی بردن به شکافهای فرهنگی و اطلاعاتی بین کودکان زاغه نشین، روستاییان و کلان‌شهرها، دست به تولید مجموعه برنامه هایی به نام خیابان سه سامی زد. در این برنامه ها به کمک آموزش رسمی شتافت و توانست طبق ارزیابی های دوره ای انجام شده، کمک شایانی به آموزش پایه کشورش انجام دهد.

کشور ژاپن از جمله کشورهایی است که برای خودکفایی صنعتی کشورش و حمایت از تولیدات داخلی، مسئولان صدا و سیما را ملزم کرد که از تبلیغ هر نوع کالایی که مشابه داخلی ندارد، خودداری کنند. در کنار اینکه تبلیغات کالای خارجی خود را حذف کرد.

اکنون جای بحث دارد که رسانه ملی ما در همسویی با سیاست های کلان خود چقدر موفق بوده است ؟

با بررسی انجام شده در بعد آموزشی، به این جمع بندی می رسیم که تلویزیون ایران نتوانسته است کمک زیادی به آموزش رسمی کشور کند. از بعد اقتصادی که سیاست اقتصاد مقاومتی در پیش روست و استفاده از تولید ملی یکی از شاخصه های آن است، برنامه های تلویزیون به طور متعدد به تبلیغ کالاهای خارجی و مصرف گرایی پرداخته است.

در بعد فرهنگی و اجتماعی تلویزیون در جهت آسان سازی اموری چون اشتغال با نشان دادن جوانان در شغل های آن چنانی و رفاه زیاد، توقع جوانان را در مورد اشتغال بالا برده است؛ البته در مورد بحث ملاکهای ازدواج نیز این رسانه نتوانسته است در فیلم های خود الگوهای مناسبی را نشان دهد.

طنز ماجرا آن جاست که ما با وجود خرده گیری و انتقاد از از استفاده شدن زنان به عنوان یک کالای تبلیغاتی در کشورهای غربی، باید در رسانه خود شاهد باشیم که از زنان برای فروش کالاها و  مصرف‌گراتر کردن مردم استفاده می شود.

باید بر سر در رسانه ملی حک شود که «تلویزیون دانشگاه است» و با قرار دادن محتوای درست در این رسانه می توان جریانی ساخت و جریانی را بر انداخت!

انتهای پیام/

درج دیدگاه

نظرسنجی

نظر شما در مورد عملکرد شهرداری کاشان چیست؟

مشاهده نتایج

بارگذاری ... بارگذاری ...

جستجو

آخرین اخبار

khabarkhoon.com