• کدخبر: 9843
  • تاریخ انتشار خبر: ۱۱:۰۹ ق.ظ - شنبه ۱۳۹۵/۱۰/۴
  • چاپ خبر
download
نگاهی آسیب شناسی به نگهداشت ظرفیت های بومی

حاجی فیروز خوشبخت تر است یا بابانوئل

اهالی مسیحیت این روزها درگیر برگزاری مراسم کریسمس و سال نو میلادی هستند، همزمان در ایران نیز برای عده ای در سطوح مختلف، تقلید از رسم های مسیحی جذاب جلوه کرده و سعی می کنند با گرامیداشت ویترینی برخی رسوم میلادی و از جمله مسأله بابانوئل، خود را مدرن نشان دهند. این یادداشت کوشیده است با نگاهی آسیب شناسانه، برخی ابعاد ماجرا را بررسی کند.

FacebookTelegramViberWhatsApp

کاشان اول– فهیمه سادات حسینی/ این روزها مسیحیان در تمام دنیا در هیاهوی آماده شدن و برگزاری سال نو میلادی خود هستند. همه چیز برای این جشن باستانی میلادی مهیاست و در آن میان حضور بابانوئل ها از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است.

بابانوئلِ مسیحیان، ما را کم و بیش به یاد حاجی فیروز و یا عمو نوروز خودمان می اندازد.
علیرغم تفاوتها و شباهتهای ریز و درشتی که این دو شخصیت کهن باهم دارند، درسالهای اخیر عده ای سعی در تخریب شخصیت حاجی فیروز کهن ایرانی و تقدس بخشیدن به چهره ی بابانوئل دارند.اماغافلند از اینکه تخریب یک فرهنگ به وسعت وغنای فرهنگ کهن ایران، جز خدشه دار کردن تاریخ و تمدن جهان ثمره ی دیگری ندارد.

هرچند دراین یادداشت، به دنبال دفاع از چهره ی حاجی فیروز و پاسخ به ایراداتی که در مقایسه باشخصیت بابانوئل به آن وارد کرده اند، نیستیم، بلکه در پی مطرح کردن ایرادی هستیم که در این بین به خود ما وارد است.
زیرا معتقدیم همانطور که حاجی فیروز برای ما قدمتی دارد و به واسطه ی قدمتش دارای ارزش است، بابانوئل نیز در فرهنگ مسیحیان دارای اصالت است که آن را برایشان ارزشمند ساخته است.

در این مجال در پی اثبات اصالت حاجی فیروز یا بابانوئل نیستیم، بلکه به دنبال طرح این حکایت هستیم که صاحبان فرهنگ کریسمس و بابانوئل برای زنده و پررنگ نگاهداشتن این شخصیت محبوبشان تا به حال بسیار قوی عمل کرده اند.
تمام کودکان مسیحی بابانوئل را بعنوان شخصیتی محبوب و بخشنده و مهربان میشناسند و اطلاعات زیادی درباره ی او دارند، اطلاعاتی که همه اش خیالی ست، اما پرداخت قوی و اصولی به آن باعث شده تا بابانوئل بعنوان یک اسطوره ولو خیالی در ذهن‌ کوچک و بزرگ نهادینه شده باشد.
اما چه بر سر حاجی فیروز بخت برگشته ی ایرانیهاآمده است؟
چه به روزش آورده ایم؟ آیا بچه های ما جز یک نام چیزی از او‌ میدانند؟ دلخراشتر از آن این سوال است که آیا جوانان ما از افسانه های کهنی که درباره اش وجود دارد، چیزی شنیده اند؟
آیا سعی کرده ایم ویژگیهای شخصیتی این فرهنگ کهن را به کودکانمان انتقال دهیم تا آنها نیز در آینده به کودکانشان منتقل کنند؟
و یا فقط دو روز مانده به عید نوروز، صورت شخصی را با ذغال سیاه کرده و در کوچه و خیابان گردانده ایم و گاهی حتی از سر غفلت بچه هایمان را از چهره ی سیاهش ترسانده ایم؟

صاحبان کریسمس و بابانوئل ویژگیهای مهربانی و بخشندگی بابانوئل را چنان بزرگ جلوه داده اند که بچه ها تمام طول سال را منتظر بابانوئلند و‌اکنون بابانوئل مدرن شده و کودکان میتوانند با تماس تلفنی هدایای درخواستی خود را به او بگویند و یا حتی به او ایمیل بزنند و اینگونه ارتباط با این شخصیت که بچه های خوب را میشناسد و برای آنها جایزه می آورد، چون او با خدا در ارتباط است، در طول سال تداوم داشته و غیر محتمل نیست که در بسیاری از موارد در سنین خاصی بتواند کودکان را برای دریافت هدیه هایش به خوب بودن سوق دهد.

فرهنگ ایران پر از رسم و‌رسومات زیبا و کهن است، اما هرچه میگذرد از زیبایی آیین هایمان کاسته شده؛ زیرا یا نکات منفی به آن اضافه کرده اند، یا فقط عده معدودی از بزرگترها به آن پایبندند و یا اینکه رسومات باارزشمان در طول سالیان تغییر شکل یافته و تنها چشم و هم چشمی از آن باقی مانده است.
کودکانمان چیزی از اصل و اساس سنتهای قدیمی ایران نمیدانند، شاید تنها در حد یک اسم .
اما اینکه چرا چنین رسمی وجود داشته و در دلش چه رمز و رازهایی نهفته است را به نسل جدید منتقل نکرده ایم و از این نظر فرهنگ کهن خویش را در معرض آسیب جدی قرار داده ایم.

انتهای پیام/

درج دیدگاه

جستجو

آخرین اخبار